مصرف برق و نقش آن در توسعه پایدار و محیط‌زیست استان گیلان

گیلان سرزمین باران، جنگل، تالاب و شالیزار است؛ اما در پسِ این تصویر سبز، یک واقعیت کمتر دیده‌شده وجود دارد: آینده محیط‌ زیست این استان تنها به میزان بارندگی، وضعیت تالاب‌ها یا حفاظت از جنگل‌ها وابسته نیست، بلکه به چگونگی تولید و مصرف انرژی نیز گره خورده است. هر وسیله سرمایشی که در یک روز گرم تابستان روشن می‌شود، هر واحد صنعتی که برای افزایش تولید به برق بیشتری نیاز دارد و هر ساختمان اداری که بدون توجه به بهره‌وری انرژی برق مصرف می‌کند، بخشی از زنجیره‌ای بزرگ‌تر را شکل می‌دهد که از نیروگاه و شبکه برق آغاز می‌شود و در نهایت می‌تواند بر اقتصاد و محیط‌زیست اثر بگذارد.

از این منظر، مدیریت مصرف برق را نمی‌توان صرفاً برنامه‌ای برای کاهش قبض یا عبور از روزهای اوج بار دانست. مدیریت مصرف، بخشی از سیاست توسعه پایدار است؛ سیاستی که میان سه ضلع اقتصاد، رفاه اجتماعی و حفاظت از محیط‌زیست تعادل ایجاد می‌کند.

برق؛ زیرساخت توسعه یا کالای مصرفی؟

در دنیای امروز، برق دیگر صرفاً یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه زیربنای تقریباً همه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی است. صنعت، کشاورزی، گردشگری، خدمات، فناوری اطلاعات، حمل‌ونقل، مراکز درمانی و حتی حفاظت از محیط‌زیست، به برق پایدار و مطمئن نیاز دارند.

استان گیلان نیز برای تحقق اهداف توسعه‌ای خود نیازمند شبکه برقی پایدار است. گسترش صنایع، توسعه شهرها، افزایش گردشگری و رشد خدمات، به معنای افزایش تقاضای انرژی است. بنابراین، حذف یا محدود کردن مصرف برق راه‌حل توسعه نیست؛ مسئله اصلی، مصرف هوشمند، بهره‌ور و مسئولانه برق است.

تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. در نگاه سنتی، هر مقدار تقاضای بیشتر به معنای ضرورت احداث ظرفیت جدید تولید و توسعه شبکه است؛ اما در نگاه مبتنی بر توسعه پایدار، پیش از تولید هر کیلووات جدید، باید پرسید آیا می‌توان همان خدمت را با مصرف انرژی کمتر و بهره‌وری بالاتر ارائه کرد؟

این تغییر نگاه، نقطه آغاز تحول در سیاست انرژی استان است.

مسئله فقط «چقدر برق مصرف می‌کنیم» نیست؛ «چگونه» مصرف می‌کنیم مهم‌تر است

بخش مهمی از فشار بر شبکه برق در زمان‌های اوج مصرف رخ می‌دهد؛ زمانی که افزایش هم‌زمان مصرف مشترکان، نیاز به استفاده حداکثری از ظرفیت‌های تولید و انتقال را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، حتی یک صرفه‌جویی کوچک در هر خانه، اداره، فروشگاه و واحد صنعتی، وقتی در مقیاس استان تکرار شود، می‌تواند به کاهش بار شبکه منجر شود.

اینجاست که مفهوم «مدیریت مصرف» از یک توصیه ساده فراتر می‌رود و به یک ابزار حکمرانی تبدیل می‌شود.

مدیریت مصرف موفق به معنای خاموش کردن زندگی و متوقف کردن فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای انتقال مصرف از زمان‌های پرهزینه به زمان‌های مناسب، جلوگیری از مصرف‌های غیرضروری، ارتقای بهره‌وری تجهیزات و استفاده از فناوری برای کنترل تقاضا است.

یک کولر با بازده مناسب، عایق‌کاری درست ساختمان، تنظیم منطقی دمای سیستم‌های سرمایشی، استفاده از تجهیزات کم‌مصرف، خاموش کردن تجهیزات بلااستفاده و هوشمندسازی مصرف در ادارات و صنایع، هرکدام به تنهایی اقدامی کوچک به نظر می‌رسند؛ اما مجموع آنها می‌تواند به اندازه احداث بخشی از ظرفیت جدید تولید برق اثرگذار باشد.

ردپای زیست‌محیطی برق از جایی آغاز می‌شود که مصرف‌کننده آن را نمی‌بیند

شاید شهروندی که کلید یک وسیله برقی را روشن می‌کند، تنها همان لحظه را ببیند؛ اما برق مصرف‌شده حاصل زنجیره‌ای از فعالیت‌هاست. در ساختار انرژی کشور، بخش قابل توجهی از تولید برق همچنان به نیروگاه‌های حرارتی متکی است و این موضوع به مصرف سوخت و انتشار آلاینده‌ها و گازهای گلخانه‌ای مرتبط است.

بنابراین، کاهش مصرف غیرضروری برق، فقط کاهش بار شبکه نیست؛ بلکه در صورت کاهش نیاز به تولید حاشیه‌ای نیروگاه‌های حرارتی، می‌تواند به کاهش مصرف سوخت و آثار زیست‌محیطی مرتبط با تولید انرژی نیز کمک کند.

این موضوع برای گیلان اهمیت مضاعف دارد؛ استانی که سرمایه‌های طبیعی آن، بخش مهمی از هویت و مزیت اقتصادی آن را تشکیل می‌دهد.

جنگل‌های هیرکانی، تالاب انزلی، رودخانه‌ها، شالیزارها، سواحل دریای خزر و تنوع زیستی استان، سرمایه‌هایی نیستند که بتوان ارزش آنها را فقط با شاخص‌های مالی اندازه‌گیری کرد. هر سیاستی که موجب افزایش بهره‌وری انرژی شود، در حقیقت می‌تواند بخشی از فشار بر منابع طبیعی و محیط‌زیست را کاهش دهد.

توسعه پایدار گیلان بدون تغییر در الگوی مصرف انرژی ممکن نیست

توسعه پایدار زمانی محقق می‌شود که نسل امروز از منابع استفاده کند، بدون آنکه توان نسل‌های آینده برای برخورداری از همان منابع را از بین ببرد.

با چنین تعریفی، الگوی مصرف انرژی یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه پایدار است.

اگر رشد اقتصادی یک استان با افزایش مستمر مصرف انرژی و توسعه ظرفیت‌های آلاینده همراه باشد، این رشد در بلندمدت با محدودیت‌های زیست‌محیطی و اقتصادی روبه‌رو خواهد شد. اما اگر افزایش تولید، اشتغال و رفاه با بهره‌وری بیشتر انرژی همراه شود، می‌توان به الگویی پایدارتر دست یافت.

برای گیلان این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بخش‌هایی مانند گردشگری، کشاورزی و صنایع غذایی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به کیفیت محیط‌زیست وابسته‌اند. از بین رفتن کیفیت منابع طبیعی، در نهایت فقط یک مسئله محیط‌زیستی نیست؛ بلکه می‌تواند درآمد، اشتغال و رفاه اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

خورشید در جنوب گیلان؛ ظرفیت مغفول برای آینده انرژی

یکی از مسیرهای مهم حرکت به سوی توسعه پایدار، افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در سبد برق استان است.

بر اساس اعلام شرکت برق منطقه‌ای گیلان، در سال ۱۴۰۴ احداث هشت نیروگاه خورشیدی با مجموع ظرفیت ۴۸ مگاوات در نقاط مختلف استان در دستور کار قرار گرفت. پیش از آن نیز سه نیروگاه خورشیدی با مجموع ظرفیت ۲۷ مگاوات در مناطق لوشان و منجیل برنامه‌ریزی شده بود. این روند نشان می‌دهد که توسعه انرژی خورشیدی در گیلان دیگر صرفاً یک ایده نیست و به تدریج وارد مرحله اجرایی شده است.

مزیت گیلان در این زمینه تنها به میزان تابش خورشید محدود نمی‌شود؛ بلکه مناطق جنوبی استان، به ویژه نواحی لوشان و منجیل، از ظرفیت مناسبی برای توسعه نیروگاه‌های خورشیدی برخوردارند.

از سوی دیگر، تجربه نصب سامانه‌های خورشیدی در دستگاه‌های اجرایی نیز می‌تواند یک الگوی قابل توسعه باشد. در مرداد ۱۴۰۴ اعلام شد که ۲۰ اداره و دستگاه اجرایی در استان با استفاده از پنل‌های خورشیدی، در مجموع حدود یک مگاوات برق تولید می‌کردند و بخشی از نیاز روزانه خود را از این طریق تأمین می‌کردند.

این تجربه یک پیام مهم دارد: توسعه انرژی پاک فقط پروژه‌ای برای نیروگاه‌های بزرگ نیست؛ ساختمان‌های اداری، واحدهای صنعتی، مراکز تجاری و حتی خانوارها نیز می‌توانند به بخشی از زنجیره تولید انرژی پاک تبدیل شوند.

از «مصرف‌کننده» به «شهروند انرژی»

شاید مهم‌ترین تحول مورد نیاز در گیلان، تغییر نگاه مردم و سازمان‌ها به مسئله برق باشد.

شهروند امروز نباید صرفاً مصرف‌کننده برق باشد؛ باید «شهروند انرژی» باشد؛ یعنی بداند چه مقدار انرژی مصرف می‌کند، چه زمانی مصرف می‌کند و این مصرف چه پیامدی برای اقتصاد و محیط‌زیست دارد.

این تغییر نگرش با آموزش عمومی، رسانه، مدرسه، دانشگاه، دستگاه‌های اجرایی و حتی طراحی تعرفه‌ها و مشوق‌های مناسب امکان‌پذیر است.

رسانه‌ها نیز در این میان نقشی فراتر از انتشار اطلاعیه‌های صرفه‌جویی دارند. رسانه می‌تواند نشان دهد که مدیریت مصرف برق چه ارتباطی با سفره خانوار، تولید کارخانه، اشتغال جوانان، کیفیت هوای شهر، منابع طبیعی و آینده فرزندان دارد.

وقتی مخاطب بداند که صرفه‌جویی در مصرف برق فقط یک توصیه اداری نیست، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی او در قبال آینده استان است، رفتار مصرفی نیز به تدریج تغییر خواهد کرد.

برق پایدار، پیش‌شرط اقتصاد سبز گیلان

توسعه انرژی پاک و مدیریت مصرف نباید در مقابل توسعه اقتصادی قرار گیرد؛ بلکه باید به عنوان یکی از زیرساخت‌های اقتصاد آینده گیلان دیده شود.

صنایع آینده به انرژی مطمئن، پاک و قابل پیش‌بینی نیاز دارند. گردشگری پایدار نیز نیازمند محیط‌زیست سالم است. کشاورزی مدرن به سامانه‌های برقی کارآمد نیاز دارد و شهرهای آینده بدون شبکه‌های هوشمند و مدیریت‌شده انرژی قابل تصور نیستند.

بنابراین، سرمایه‌گذاری در شبکه برق، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، کاهش تلفات، هوشمندسازی، افزایش بهره‌وری و اصلاح الگوی مصرف، در کنار یکدیگر اجزای یک سیاست واحد هستند: ساختن زیرساخت انرژی برای گیلانی که قرار است فردا زندگی کند.

یک کیلووات‌ساعت کمتر، یک گام برای آینده بیشتر

شاید هیچ‌یک از اقدامات مدیریت مصرف به تنهایی تغییر بزرگی در چهره استان ایجاد نکند؛ اما توسعه پایدار همیشه از جمع شدن همین انتخاب‌های کوچک شکل می‌گیرد.

خاموش کردن یک وسیله غیرضروری، انتخاب یک تجهیزات کم‌مصرف، تنظیم درست دمای کولر، استفاده از انرژی خورشیدی، جابه‌جایی مصرف به ساعات مناسب، کاهش مصرف در ساختمان‌های اداری و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های هوشمند، همگی بخش‌هایی از یک پازل بزرگ‌تر هستند.

مسئله اصلی این است که گیلان باید میان دو حق هم‌زمان تعادل ایجاد کند: حق امروز برای برخورداری از رفاه و انرژی و حق فردا برای برخورداری از محیط‌زیست سالم و منابع طبیعی.

توسعه پایدار از جایی آغاز می‌شود که بدانیم برق فقط چیزی نیست که از پریز دریافت می‌کنیم؛ برق، حاصل استفاده از منابع، سرمایه‌گذاری، سوخت، زیرساخت و تلاش گسترده‌ای است که ردپای آن تا طبیعت ادامه پیدا می‌کند.

گیلان اگر می‌خواهد همچنان «استان سبز» بماند، باید سبزی را فقط در جنگل و شالیزار جست‌وجو نکند؛ سبزی آینده گیلان باید در الگوی مصرف انرژی، در توسعه انرژی‌های پاک و در رفتار روزمره شهروندان نیز دیده شود.

شاید بتوان تمام این رویکرد را در یک جمله خلاصه کرد:

هر کیلووات‌ساعتی که هوشمندانه مصرف می‌شود، فقط یک واحد انرژی نیست؛ سهمی است از توسعه اقتصادی امروز و محیط‌زیست سالم فردای گیلان.

محمد شاه محمدی
نخستین دانش آموخته حقوق محیط زیست دانشگاه تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *